خرید بک لینک

درباره سایت

44/ فیک

امکانات وب

خیلی وقتها سعی میکنم بین احساس عصبانیت و ناراحتی تفاوت قائل بشم. یعنی تو یه موقعیت دوست نداشتنی، برای خودم مشخص میکنم خب تو الان عصبانی هستی! چون در حقت ظلم شده خشمگینی! نباید ناراحت باشی چون ناراحتی فلجت میکنه. باید عصبانی بمونی تا بتونی وضعیت رو درست کنی.امروز هم همینطور. عصبانیم. آموزشگاه استوری گذاشته از اون یکی کلاس موسیقی کودک و دارم میبینم دو تا شاگرد جدید ۵ ساله هست در صورتی که به من فقط ۳ ساله میدن. خودشون هم میدونن فقط من توانایی کار با ۳ سالههارو دارمها ولی خب کاری نمیتونم بکنم.مغزم داشت برنامههای غمگین بودن رو میریخت که گفتم: استپ! الان عصبانی باش. یادت هم نره که این موضوع موقتیه. تو قراره بری. هر چقدر زودتر بری زودتر آزاد میشی. و میتونی کسی باشی که دوست داری باشی.다 잘 될 거야. 조금만 기다려. نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن ۱۴۰۱ساعت 20:59 به قلم میرا 

برچسب: نویسنده: اشکان باقری تاريخ: چهارشنبه 19 بهمن 1401 ساعت: 0:42

از طرفی نیاز دارم برم تو غارم و فقط پیانو تمرین کنم و خودم رو برای بهار آماده کنم، از طرفی نیاز هست برای کارم و انجمن تو شبکههای اجتماعی کلی فعالیت بکنم. خر تو گل گیره کرده همچین حالتی داره مگه نه؟راستش هیچوقت تو زندگیم به خاطر یه بخش از زندگیم، بخش دیگهای رو حذف نکردم ولی الان حس میکنم نیازه فقط روی یک چیز مهم تمرکز کنم. برام حالت پری-دبیو داره. یعنی از خودم میپرسم کارآموزها قبل از دبیو چیکار میکنن؟ آفرین مرتب ورزش میکنن، زیاد تمرین میکنن، با اینستاگرام حواس خودشون رو پرت نمیکنن و هر کاری که انجام میدن برای رسیدن به هدفشونه. نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۱ساعت 11:47 به قلم میرا 

برچسب: نویسنده: اشکان باقری تاريخ: چهارشنبه 19 بهمن 1401 ساعت: 0:42

اینجا آرامگاه من است.

من در میان نُتهای زندگی،
مینوازم سمفونی خاطرات ماه را.

در تلاش برای "بودن" آنچه هستم
و "شدن" آنچه قادرم بشوم.

کاشکی میشد دوباره آروم و رونده و کوتاه بشم. با اصالت و با روحی عمیق.

شروع: یـک شـب 20 اسفند 94


برچسب: نویسنده: اشکان باقری تاريخ: چهارشنبه 19 بهمن 1401 ساعت: 0:42

بیاید بهتون یک درس زندگی بدم اونم اینکه هیچوقت با همکلاسی، همکار و فامیل قرار نذارید. من خودم تجربهشو نداشتم ولی طبق چیزی که دارم از اطرافیانم میبینم، اگه کات بکنید بدبخت میشید چون همه خیلی راحت میفهمن و وقتی همه تو این دوره روتون فوکوس میشن، نمیتونید راحت مراحل جدا شدن رو طی بکنید. این قاعده رو در خصوص دوست صمیمیِ صمیمی هم میتونم وضع کنم: با این آدما دوست صمیمی نشید. البته در خصوص همکلاسی سابق و همکار سابق فعلا نظری ندارم. اگر هم قبل از همکلاسی و همکار شدن با هم دوست بودید، میشه یه جورایی تخفیف قائل شد. نوشته شده در  شنبه دهم دی ۱۴۰۱ساعت 19:52 به قلم میرا 

برچسب: نویسنده: اشکان باقری تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 21:21

اینجا آرامگاه من است.

من در میان نُتهای زندگی،
مینوازم سمفونی خاطرات ماه را.

در تلاش برای "بودن" آنچه هستم
و "شدن" آنچه قادرم بشوم.

کاشکی میشد دوباره آروم و رونده و کوتاه بشم. با اصالت و با روحی عمیق.

شروع: یـک شـب 20 اسفند 94


برچسب: نویسنده: اشکان باقری تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 21:21

+ من میخوابم امیدوارم وقتی بیدار شدم دنیا به آخر رسیده باشه.- بیدار که شدی بهم پیام بده بهت زنگ بزنم.-دو ساعت بعد-+ خب من بیدار شدم. دنیا همون سطلآشغالیه که بود.زنگ زد و گفت: حالا که دنیا به آخر نرسیده، میخوای بیای اینجا و با هم تحملش کنیم؟..عجب سناریویی! به به! نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن ۱۴۰۱ساعت 21:47 به قلم میرا  | 

برچسب: نویسنده: اشکان باقری تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 21:21

صفحه بندی